به ما گفته بودن اگه میخوای خوب باشی باید نماز بخونی، با مرد غریبه دوست نشی، حتی حرفم نزنی.
میگفتن پاشو نماز شب بخون. هر چی گفتن بگو چشم. نکنه نگاهت از رو زمین بلند شه! نکنه صدای خندت بپیجه تو کوچهها.
هزارتا حرف کردن تو گوشمون.
ولی ما بزرگ شدیم، اونوقت یه گوشمون در بود یه گوشمون دروازه.
دو تا راهم رفتیم ولی به جایی نرسیدیم.
حالا شما بگو کی راه درست و غلط رو تعیین میکنه؟
شاید از دور یه دختر گوشه گیرِ منزویِ بداخلاق به نظر برسم. شاید بهم بگن مغرور و بی اعصاب. شاید بگن خجالتی اما من هیچکدوم اینا نیستم. من فقط یه چیزی ندارم که خیلی از آدما ندارن ولی خیلیها هم دارن.
اگه عدالتی وجود داشت منم الان یه دختر شاد و پرانرژی بودم.
ولی من سعیمو میکنم.
در گوشتو بیار.
تو میتونی ببخشی، که به من میگی ببخش؟ میتونی فراموش کنی؟
بذار بهت یه چیزی بگم، من خواب اون روزا رو دیده بودم. ولی اون خواب رو یادم رفته بود.
تو میتونی بگذری؟ فراموش کنی؟
چرا میخندی؟ برات مهم نیست یعنی؟
تو نه، تو. چرا هی میگی درست میشه، یه کاریش میکنیم؟ چرا هیچ کاری نمیکنی؟
من آدم فراموش کردنم. دو تا دفتر خاطراتمو سوزوندم. ولی بعضی وقتا نباید فراموش کرد.
یه کاری کردم که نباید میکردم
ایمیل اومد که فلانی برات دایرکت گذاشته توییتر
چرا؟ نمیدونم چرا. ولی رفتم بعد از دو سال لاگین شدم.
اولش به خودم قول دادم که نرم پیج اکسمو چک کنم ولی نتونستم.
چک کردم. و حالم بده الان. از این که اجازه دادم انقدر بد باهام رفتار کنه. دوباره همه چیز یادم اومد.
سه نفرو نمیتونم هیچ وقت ببخشم. از بین این سه نفر شاید اون دوتا رو اگه پشیمون بشن و عذرخواهی کنن ببخشم ولی اکسمو اصلا نمیتونم. در عرض چند روز هرجور که تونست اذیتم کرد. هیچوقت نمیبخشمش بذار بگن کینهای هستم
و امیدوارم روزهای بد زندگیشو با چشمم ببینم.
کسی که باعث شد من سه سال زجر بکشم و به هیچ جاش نبود، باید تاوان بده. اه مظلوم میگیره بالاخره
درباره این سایت